به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
بهغنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کین دم از اوست
بهحلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
بهارادت ببرم درد که درمان هم ازوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست
سعدیا گر بکند سیل فنا خانه عمر
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست
اثری از شهرام ناظری
از آلبوم کیش مهر
آهنگساز: جلیل عندلیبی
دستگاه: بیات ترک
شعر از سعدی

مادر... مادر... بابا یه مداد به من بده... میخوام بزنم تو سرم!... میخوام بنویسم دیگه... بابا خانوما یه قلم یه مداد یه کوفت یه زهرمار که بشه باهاش نوشت... مگه شما هیچوقت نمیخواین چیزی بنویسین؟ یعنی یه قلم اینجا پیدا نمیشه؟
*
به استقبال ورود «سنتوری» ساخته داریوش مهرجویی به شبکه نمایش خانگی
اریگامی هنر تاکردن و بههمآمیختن کاغذ است و در اصل از ژاپن میآید. در زبان ژاپنی، Ori به معنای تاکردن و gami به معنای کاغذ است. این مطلب نمایشی است از ۵۰ طرح زیبا و خلاقانه اریگامی که طرفداران این هنر در سراسر جهان آنها را ساختهاند.

ادامه مطلب را بخوانید

ادامه مطلب را بخوانید
پسر آدم دختر حوا نمونهای است از یک کمدی خوب و مفرح. شوخیهایی سالم و فیلمنامهای نسبتا منسجم دارد. سازندگان هم با چندبار عوضکردن زمان اکران، سرانجام با هوشمندی موقعیت مناسبی بعد از جام جهانی یافتهاند که فیلم را اکران کنند. کارگردانی این فیلم برعهده رامبد جوان بوده و بازیگران مطرح و پولسازی چون مهناز افشار، حامد کمیلی، شیلا خداداد و لیلا اوتادی در کنار خود رامبد جوان به نقشآفرینی پرداختهاند.
فیلم علیرغم زمان نسبتا طولانیاش، خستهکننده نیست و هر قسمت از داستان، حرف و ایدهای دارد و به پیشرفت داستان کمک میکند.
وقتی میشود چنین کمدیهای ساده و سالمی ساخت، چرا برخی میروند کمدیهای سخیفی با یکسری بازیگران مشخص میسازند که نه فیلمنامه دارند، نه کارگردانی و نه بازیگری. پسر آدم دختر حوا را حتی اگر به عنوان یک فیلم متوسط هم در نظر بگیریم از بسیاری از کمدیهای این روزها بهتر است؛ چرا که تقریبا یک فیلم خوب کمدی صرف در مدت اخیر نداشتهایم.

چیزی که برایم جالب بود اجرای درست شوخیها از سوی بازیگران بود. شاید برخی قسمتهای این فیلمنامه اگر درست به مرحله اجرا نمیرسید، مزه خود را از دست میداد ولی چون خود رامبد جوان به بازیگری طنز تسلط دارد، به نظر میآید به درستی بازی بازیگران را هدایت کرده است. فیلم البته فراتر از داستان و موقعیتهای طنزش، حرفهایی برای گفتن دارد و خصوصا برخی موقعیتها در اواخر فیلم خیلی هوشمندانه و متناسبند.
پسر آدم دختر حوا در مجموع یک کمدی موقعیت است؛ چیزی که در سینمای ایران کم داریم. در این فیلم موقعیتی شکل میگیرد که بار طنز دارد: دو وکیل، در یک مکان مشغول به کار میشوند و نمیتوانند با هم کنار بیایند. این موقعیت طنز، باعث به وجودآمدن رقابت بین این دو وکیل میشوند.

خیلیها فیلم را با آتشبس ساخته تهمینه میلانی مقایسه کردهاند که در آنجا مهناز افشار و محمدرضا گلزار نقشهای اصلی را برعهده داشتند. تقریبا از لحاظ ایده اصلی و رقابتی که بین دو شخصیت اصلی شکل میگیرد، میتوان درونمایه این دو اثر را شبیه هم دانست، اما در اجرا و با پیشرفت داستان، پسر آدم دختر حوا به اندازه کافی از آتشبس و نمونههای مشابهش فاصله میگیرد.
پسر آدم دختر حوا یک مورد دیگر را هم رعایت میکند: استفاده درست از ستارهها. ستارههای این فیلم در موقعیتهای خوبی قرار میگیرند، البته از لحاظ ظاهر و پوشش خیلی دور از ذهن و دستنیافتنی نیستند، اما تماشاگر از دیدن ستارههای موردعلاقهاش در تیپ و ظاهر مناسب، لذت میبرد و این نه تنها اشکالی ندارد که مزیت فیلمی است که هم میخواهد گیشه را حفظ کند و هم میخواهد سطحش را با کمدیهای سخیف حفظ کرده و سالم بماند. پسر آدم دختر حوا به هدفش میرسد: تماشاگر را سرگرم میکند، بدون لودگی میخنداند و در نهایت کاری میکند که تماشاگر راضی و خوشحال، سالن سینما را ترک کند.
توضیح: عنوان مطلب، برگرفته از عبارتی است که رامبد جوان در این فیلم استفاده میکند.
وقتی میشود چنین کمدیهای ساده و سالمی ساخت، چرا برخی میروند کمدیهای سخیفی با یکسری بازیگران مشخص میسازند که نه فیلمنامه دارند، نه کارگردانی و نه بازیگری. پسر آدم دختر حوا را حتی اگر به عنوان یک فیلم متوسط هم در نظر بگیریم از بسیاری از کمدیهای این روزها بهتر است؛ چرا که تقریبا یک فیلم خوب کمدی صرف در مدت اخیر نداشتهایم.

چیزی که برایم جالب بود اجرای درست شوخیها از سوی بازیگران بود. شاید برخی قسمتهای این فیلمنامه اگر درست به مرحله اجرا نمیرسید، مزه خود را از دست میداد ولی چون خود رامبد جوان به بازیگری طنز تسلط دارد، به نظر میآید به درستی بازی بازیگران را هدایت کرده است. فیلم البته فراتر از داستان و موقعیتهای طنزش، حرفهایی برای گفتن دارد و خصوصا برخی موقعیتها در اواخر فیلم خیلی هوشمندانه و متناسبند.
پسر آدم دختر حوا در مجموع یک کمدی موقعیت است؛ چیزی که در سینمای ایران کم داریم. در این فیلم موقعیتی شکل میگیرد که بار طنز دارد: دو وکیل، در یک مکان مشغول به کار میشوند و نمیتوانند با هم کنار بیایند. این موقعیت طنز، باعث به وجودآمدن رقابت بین این دو وکیل میشوند.

خیلیها فیلم را با آتشبس ساخته تهمینه میلانی مقایسه کردهاند که در آنجا مهناز افشار و محمدرضا گلزار نقشهای اصلی را برعهده داشتند. تقریبا از لحاظ ایده اصلی و رقابتی که بین دو شخصیت اصلی شکل میگیرد، میتوان درونمایه این دو اثر را شبیه هم دانست، اما در اجرا و با پیشرفت داستان، پسر آدم دختر حوا به اندازه کافی از آتشبس و نمونههای مشابهش فاصله میگیرد.
پسر آدم دختر حوا یک مورد دیگر را هم رعایت میکند: استفاده درست از ستارهها. ستارههای این فیلم در موقعیتهای خوبی قرار میگیرند، البته از لحاظ ظاهر و پوشش خیلی دور از ذهن و دستنیافتنی نیستند، اما تماشاگر از دیدن ستارههای موردعلاقهاش در تیپ و ظاهر مناسب، لذت میبرد و این نه تنها اشکالی ندارد که مزیت فیلمی است که هم میخواهد گیشه را حفظ کند و هم میخواهد سطحش را با کمدیهای سخیف حفظ کرده و سالم بماند. پسر آدم دختر حوا به هدفش میرسد: تماشاگر را سرگرم میکند، بدون لودگی میخنداند و در نهایت کاری میکند که تماشاگر راضی و خوشحال، سالن سینما را ترک کند.
توضیح: عنوان مطلب، برگرفته از عبارتی است که رامبد جوان در این فیلم استفاده میکند.
قبلا در مورد سریال جالب و جذاب «دوتا و نصفی» نوشته بودم. در اینجا یک قسمت کوتاه از اپیزود ۱۰ فصل دوم آن را که علاقه زیادی به آن دارم، نقل میکنم.
در این قسمت چارلی در حال ساخت آهنگ برای یک کارتون است که از روی یک کامیکبوک ساخته میشود و جیک که آن کامیکبوک را خوانده میخواهد به او کمک کند. او ابتدا یک آهنگ میسازد که الن هم آن را تائید میکند ولی جیک میگوید که این آهنگ هیچ ربطی به داستان ندارد. سپس با کمک جیک یک آهنگ تازه میسازند ولی اینبار الن به آن علاقهای نشان نمیدهد که همین موضوع باعث میشود چارلی اطمینان حاصل کند که حتما آهنگ خوبی ساخته که الن آن را دوست ندارد! اما در پایان همان آهنگ اولیه که به زیاد به موضوع داستان ربط نداشت انتخاب میشود، چرا که سازندگان کارتون آن را بیشتر پسندیده بودند.
در زمانی که چارلی داشت کامیکبوک را میخواند، جیک به سراغش میآید و گفتگوی جالبی شکل میگیرد:

چارلی (در حالی که دارد کامیکبوک میخواند): کار میکنم.
جیک: چطور میشه فهمید که داری استراحت میکنی؟
چارلی: این چیزیه که وقتی بزرگ بشی میفهمی، دوست کوچولوی من؛ هیچوقت نباید استراحت کنی.
در این قسمت چارلی در حال ساخت آهنگ برای یک کارتون است که از روی یک کامیکبوک ساخته میشود و جیک که آن کامیکبوک را خوانده میخواهد به او کمک کند. او ابتدا یک آهنگ میسازد که الن هم آن را تائید میکند ولی جیک میگوید که این آهنگ هیچ ربطی به داستان ندارد. سپس با کمک جیک یک آهنگ تازه میسازند ولی اینبار الن به آن علاقهای نشان نمیدهد که همین موضوع باعث میشود چارلی اطمینان حاصل کند که حتما آهنگ خوبی ساخته که الن آن را دوست ندارد! اما در پایان همان آهنگ اولیه که به زیاد به موضوع داستان ربط نداشت انتخاب میشود، چرا که سازندگان کارتون آن را بیشتر پسندیده بودند.
در زمانی که چارلی داشت کامیکبوک را میخواند، جیک به سراغش میآید و گفتگوی جالبی شکل میگیرد:

Jake: Hey. What'cha doing?
Charlie: Working.
Jake: How do you know when you're on a break?
Charlie: That's the thing about being a grown-up, my little friend: you don't get breaks.
جیک: داری چیکار میکنی؟Charlie: Working.
Jake: How do you know when you're on a break?
Charlie: That's the thing about being a grown-up, my little friend: you don't get breaks.
چارلی (در حالی که دارد کامیکبوک میخواند): کار میکنم.
جیک: چطور میشه فهمید که داری استراحت میکنی؟
چارلی: این چیزیه که وقتی بزرگ بشی میفهمی، دوست کوچولوی من؛ هیچوقت نباید استراحت کنی.




درباره سریال Nip/Tuck و ترانهای از فصل دوم آن
امشب در استادیوم تنیس
در رده ۵۹ قرار گرفته
به استقبال کنسرت «سيمرغ» با صدای همايون شجريان
درباره فيلم چهل سالگی و اقتباس در سينما - تهران امروز
ترجمه نقد راجر ایبرت درباره فیلم «سالت»
نقد راجر ایبرت درباره فیلم «سالت» که ۴ ستاره به آن داده
سنتوری به شبکه نمایش خانگی میرود
با بازی ترانه علیدوستی، بهاره رهنما و رضا عطاران
سومین فیلم سینمایی نیکی کریمی با بازی شهاب حسینی





بابک
موسیقی
0 نظر
July 29, 2010

























