سریال ۲۴ با دوبله فارسی وارد شبکه نمایش خانگی شده و گویا استقبال خوبی نیز از آن صورت گرفته است. این درام پرهیجان و پرکشش یکی موفقترین مجموعههای تلویزیونی در امریکا بوده که در هشت فصل توسط شبکه فاکس تهیه شده است.
وقتی که ۱۰ اپیزود اولیه ۲۴ پخش شد، حتی خود سازندگان سریال هم فکر نمیکردند که ایدهشان تا هشت فصل ادامه یابد و کیفر ساترلند، بازیگر اصلی سریال که نقش جک باور را بازی میکرد، برای همین ۱۰ قسمت اولیه گلدنگلوب را از آن خود کند. Joel Surnow و Robert Cochran خالقان اصلی سریال چنان درام پرهیجانی تدارک دیده بودند که نفس در سینه تماشاگران حبس میکرد. فرم ابتکاری مجموعه را با عبارت آشنای ابتدای هر قسمت (در سیزنهای اولیه) که توسط کیفر ساترلند خوانده میشد، میتوان تعریف کرد: Events occur in real time. رخدادها در زمان واقعی به وقوع میپیوندند. اینچنین هر اپیزود یک ساعت از ۲۴ ساعت نفسگیر را روایت میکند که یک تهدید مرگبار باید توسط واحد CTU خنثی شود.
شکی نیست که ۲۴ پایهگذار و الهامبخش بسیاری از سریالهای بعد از خود در این سبک و ژانر به ویژه فرار از زندان شد. فراموش نکنید که ۲۴ بود که سریالهای تلویزیونی را به محصولاتی جدیتر از پیش تبدیل کرد. لاست و فرار از زندان و … همه پس از این مجموعه طراحی و ساخته شدند و کمتر کسی فکر میکرد که ۲۴ یعنی مجموعهای که با دیگر سریالهای تلویزیونی معمولا خانوادگی شبکههای اصلی امریکا متفاوت بود بتواند اینقدر موردتوجه قرار بگیرد. همین باعث شد که مجموعههای بعدی نیز از ۲۴ الهام بگیرند. هرچند که پل شرینگ، خالق سریال جالب و جذاب فرار از زندان، ایده و الهامگرفتن از ۲۴ را رد کرده، اما بعید است که حداقل در جزئیات از آن پیروی نکرده باشد. برای اثبات تاثیر ۲۴ بر سریالی مانند فرار از زندان، یک مثال برای دوستانی که هر دو سریال را دیدهاند میزنم و رد میشوم. اگر این مجموعهها را ندیدهاید پاراگراف زیر را نخوانید چون ممکن است داستان لو برود.
اگر به خاطر داشته باشید در فرار از زندان زمانی که ورانیکا (وکیل لینکلن) مخفیگاه ترنس استدمن را پیدا میکند، با پلیس تماس میگیرد اما به جای پلیس، عوامل استدمن که خطوط تلفنی را کنترل میکردند سر میرسند و ورانیکا کشته میشود. در ۲۴ و در فصل اول در قسمتی، زن جک باور که ربوده شده طی ماجرایی موفق به فرار از دست آدمربا میشود و با تلفن تماس میگیرد، اما اینجا هم عوامل آدمرباها میآیند و زن جک باور دوباره دستگیر میشود. فصل اول ۲۴ مدتها قبل از فرار از زندان ساخته و پخش شده و هرچند به علت اجرای بسیار خوب، تماشاگر در فرار از زندان هم غافلگیر میشود اما این که در نفس داستان از ۲۴ الهام گرفته شده قابل ردکردن نیست.
قصدم از بیان این مثال میزان تاثیرپذیری سریالها و حتی فیلمهای بعد از ۲۴ از آن بود؛ به طوری که حتی فیلم Taken (گرفته شده) را هم بسیاری با این سریال مقایسه کردند و از جهاتی آن را مشابه دانستند.
داستانهای ۲۴ اصلا قابلپیشبینی نیست. در فصل سوم که ماموران به دنبال جلوگیری از انتشار ویروسی هستند، هیچکس نمیتواند حدس بزند که داستان از کجا به کجا کشیده میشود و پای چه افرادی به داستان باز میشود. در حالی که در چندین اپیزود روی نوجوانی که قصد حمل موادمخدر را داشت تمرکز میشود در ادامه داستان به کلی راه دیگری در پی میگیرد و به نظر میرسد که همین شیوه و روش واقعی پیگیری جرم و پیشگیری از وقوع آن است. قرار نیست اولین حدس ماموران CTU درست از آب دربیاید. قرار نیست مجرمان، احمق باشند و راحت وا بدهند. آنها هم کلی برنامه و نقشه دارند که در صورتی که یکی از آنها را ماموران خنثی کردند، برنامه بعدی را اجرا کنند.
حتی قهرمان ۲۴ هم با آثار قهرمانانه متفاوت است. جک باور قرار نیست تنها آدم درستکار باشد که هیچ تیری هم در هیچ نبردی بهش نخورد. او نیز ضعفهای زیادی دارد، در مواردی قانون را زیرپا میگذارد، احساس میکند به خانوادهاش کمتوجهی کرده، درگیر مواد مخدر میشود، به اشتباه افرادی را متهم یا شکنجه میکند و … خلاصه او نیز شخصیتی انسانگونه دارد و نکته مهمتر از همه این که، قرار نیست همه کارها را یکتنه انجام دهد. حتما مثالهای زیادی به ذهنتان میآید از فیلمها و سریالهایی که قهرمان داستان یکتنه یک تشکیلات بزرگ را نابود میکند و در آخر کار بدون آن که خطی به چهرهاش بیافتد پیروزمندانه برمیگردد. جک باور و ۲۴ حکایت مامورانی است که برای انجام درست وظایفشان به هم نیاز دارند. همین همکاری در کنار محاسنش ممکن است موجب سنگاندازیها، دسیسهها، جاسوسیها و کلی مشکل دیگر هم بشود. اینهاست که ۲۴ را اینقدر باورپذیر میکند.
یک مورد دیگر هم که در ساختار داستان ۲۴ با دیگر آثار تفاوت دارد، این است که در بسیاری از اینگونه آثار معمولا تلفات ناشی از خرایکاری مجرمان معدود و اندک است. یعنی ماموران آنقدر موفقند که میتوانند جلوی تلفات بیشتر را بگیرند. اما در ۲۴ در بسیاری از موارد، تعداد تلفات از آنچه تصور شده بسیار بیشتر میشود. ممکن است در نهایت جلوی انفجار مهیبی گرفته شود، اما انفجارهای دیگری و تلفات دیگری قبل از آن وجود داشته. ممکن است جلوی انتشار ویروسی گرفته شود، اما همان ویروس در هتلی در نهایت نشر یافته و قربانیانی گرفته است.
با دیدن ۲۴، آرام آرام وارد دنیای آن میشوید. با آن زندگی میکنید و صدای ساعت سریال که در پایان هر بخش اپیزود به گوش میرسد، برایتان دلهرهآور و هیجانانگیز است. صدای زنگ تلفنهای CTU به صدای جذابی بدل میشود که دوست دارید شما هم آن را صدای زنگ موبایلتان قرار دهید.
و یک نکته مهم دیگر: دقیقا در همان جایی که فکر میکنید رخدادی برای هیجان نمانده، ۲۴ شما را غافلگیر میکند.
نگاهی به سریال ۲۴: وقتی فرصتی نمونده
More articles by بابک »
Written by: بابک











