طهران تهران فیلمیاست در دو اپیزود، اولی با نام “روزهای آشنایی” به کارگردانی داریوش مهرجویی و با حضور بازیگرانی چون پانتهآ بهرام و دومیبا نام “سیم آخر” به کارگردانی مهدی کرم پور با حضور هنرمندانی مثل رعنا آزادی ور. این فیلم که سفارش شهرداری تهران است قرار بوده در سه اپیزود ساخته شود که آن یکی به کارگردانی سیف الله داد حلقه وصل میان این دو اپیزود باشد که پس از فوت وی این فیلم با همین دو اپیزود اکران شده است.
اپیزود اول به کارگردانی مهرجویی درباره خانواده ای است که در لحظه تحویل سال سقف خانه شان خراب میشود و از روز اول عید با گروهی از سالمندان برای تهران گردی همراه میگردند. در این اپیزود همه چیز سفید است، همه خوبند و نکته بدی دیده نمیشود. تهران هوایی تمیز دارد. ترافیک نیست، همه با هم با خوشرویی روبرو میشوند و خلاصه شهر در امن و امان است. تصویری فراواقعی از تهران، انگار که فیلمساز میخواسته به تماشاگر تصویری خیالی و به شدت مثبت از شهر بدهد.
شاید فضای فیلم تماشاگران را یاد فیلم زیبای مهمان مامان بیاندازد. سکانسهای شلوغ، روابط صمیمیو جنس بازیها بی شباهت به مهمان مامان نیست. اما داستان به مراتب از آن سفیدتر و روشن تر است. در مهمان مامان علی رغم آن که با کمک همسایهها مهمانی به شکلی آبرومند برگزار شد (نتیجه فیلم روشن بود) اما غمیدر کل فیلم نهفته بود که ناشی از کشمکش هرکدام از شخصیتها بود. در روزهای آشنایی این غم به حداقل رسیده و در عوض همه چیز به یک داستان خیالی نزدیک شده است و به نظر من مهرجویی با آگاهی کامل به این نگاه در روزهای آشنایی رسیده است. شاید تماشاگر نیاز دارد ساعتی با عده ای آدم پاک و خوب در کاخ گلستان، برج میلاد و … همراه شود. این اپیزود با تصاویر ترمیم خانه قدیمی که با حمایت همان گروه سالمندان بازسازی میشود، به پایان میرسد.
به بهانه عرضه «طهران تهران» در نمایش خانگی: طهران خوب است!
More articles by بابک »
Written by: بابک











